یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
ساعت 6 صبح به وقت تورنتو.... اولین نشانه های ورود بچکم رو حس کردم
ساعت 7 صبح نه دیگه انگار فکر و خیال نیس... جالبیش اینجاس که اصلا
هیچیش به درد نرفته!!....... من هنوز منتظرم دردم بیاد!... مثل وقتی که
یکی پا میذاره رو پات ها....
.
ساعت 9:30 صبح راهی بیمارستان میشیم ببینم چیکار باید کرد؟...وارد اتاق که
میشم ازم میخوان یکم منتظر بمونم تا تخت خالی بشه درد ندارم همچنان ولی
راه هم نمیتونم برم!...کشون کشون میرم یجا میشینم...نوبتمون میشه .........
نگییییییییین؟؟؟؟؟؟ کجایی بیا!!
با مهدی میریم تو اتاق و مشینم رو تخت .. صدای قلب بچه و پوزیشنش
و کنترکشنها کنترل میشه... میگه احتمالا ا زحالا هی فواصل بین کنترکشنها
زیاد میشه!.میگم ........هههم؟ کو ؟ من هنوز دردم نمیاد!میگه درد که نیس!
خودت میفهمی چیه حالا.............
خلاصه 2 ساعت بودیم اونجا .......یه چکاپ . اومدیم خونه... گفت برو خوش باش
........ به زودی دوباره میبینمت!!.............
الانم اومدم خونه خوش باشم!
.........
دیگه بروز رسانی ازین داغ تر تر ندیده بودینااااا!!..... تا بتونم تا لحظه
اخر که خونه باشم مینویسم. بعدا بیایم بخونم بخندیممم با هم 

ای بابا!!....
میگم تنبل خونه راه انداختیم ما!!...... هییییچ
خبری نیس که نیس که نیس!!....
خوش و خرم و سنگین
و رنگین!!.......![]()
دیروز رفتیم دکتر میگه : برو هفته دیگه جمعه بیا ببینم باید چیکار کرد!!
...
هنی شیی؟؟؟....
میگه :یعنی ببینم باید اینداکشن کنم
یا سی سکشن!...
( اولی :القای درد مصنوعی.. دومی: سزارین)...
میگه بچه حالش خوبه موقعیتش خوبه جاشم احتمالا راحته که نمیاد
بیرون!!..
تا دکتره گفت یه هفته ی دیگه هااااا .وای آه از نهادم
بلند شد........
میگم خوب نمیشه نمیتونم خسته شدم خواب ندارم لامصببب...![]()
میگه بچه ی سالم رو با این ننه ی سالمترش بیام ببرم زیر تیغ جراحی
که چیییی؟.......شما خسته شدین!!.هاه هاه هاه اهاه هااااه!!..
بیخودی شکایت نکن که طبیعت بلده چیکار کنه!!
تو دلم گفتم: بهله طبیعت بلده چطوری بزنه دهن ما رو اتوبان تهران قم
کنه... خلاصه که.... ابجیا داداشا . خاله ها دائیهاااا.... ما یه هفته دیگه
هم موندنی شدیم!!...
حالا دیگه تو این یه هفته بچه امان آمد که
هیچ!! نیومد . فک کنم یه هفته دیگه هم بندازه سرش!!.........
کادوی دختره عمه نرگس جوجم هم رسید ....... دستش درد نکنه
ثریا جون و بهرنگ عزیز خیلی زحمت کشیدن ...
البته اونا که
ادرس اینجا رو ندارن... ولی خوب وظیفه ما بود ازشون تشکر کنیم...
آخ من کادو دوز دارممم....
..مخصوصا وقتی تنها هستی و هیچ
انتظاری برای گرفتن کادو نداری.... یهو یه اقای پستچی در میزنه که
: (درو واکن .درو واکن من برات هدیه آوردم....ریتم6/8 !)....![]()
اینم عکساش: کلیلک برای بزرگ نمایی
این بوت های جوجمه !!که دو مدل میشه... بپوشه گشاد گشاد راه بره من غش کنم








